ميرزا حسن حسينى فسايى

1026

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

ميرزا مرتضى در عنفوان جوانى است . و از اجله اعيان و بزرگان اين محله است : سلسله ميرابى كه پدر بر پدر تقسيم آب جدولهاى خندق نهر اعظم قصر قمشه كه شرح آن در ذيل ذكر چشمه جوشك « 1 » بيايد ، به اختيار و صوابديد اين سلسله بر بساتين « 2 » و مزارع حومه شيراز قسمت مىشود ، جد اعلاى اين سلسله حاجى محمد على ميراب و مستوفى در اوايل حال صاحب منصب ميرابى كه موروثى پدر و اجدادش بود گرديد ، پس ترقى نموده پايهء مرتبه را بالا برده ، در اواخر سلطنت سلاطين صفويه طاب ثراهم به منصب جليل استيفاى ديوانى سرافراز گرديد و در فتنه افغان در شيراز او را كشتند و خانه‌اش را آتش زدند « 3 » و او را سه نفر پسر بود : اول آنهاست : مالك زمام ايالت ، صاحب عنان امارت ، جامع مناقب ، حاوى مراتب ، منظور نظر سلطان ، مقرب درگاه خاقان محمد تقى خان بيگلربيگى « 4 » والى و حكمران مملكت فارس . در سال 1146 كه پادشاه قهار نادر شاه افشار از بغداد از راه شوشتر و بهبهان به شولستان آمد و محمد خان بلوچ را كه سر به طغيان افراشته بود شكست داد ، در ماه شعبان آن سال وارد شيراز گرديد و ميرزا تقى شيرازى را كه به جاى پدر به منصب استيفاى ديوانى برقرار بود به عنوان نايب - الحكومه ، به حكمرانى مملكت فارس سرافراز گرديد و در سال 1148 كه آن پادشاه قهار در جلگاء مغان آذربايجان ، تمام اعيان ممالك ايران را كه به شماره از صد هزار نفر افزون بود ، احضار نمود و بعد از حصول متمنيات نادرى هريك از اهالى ممالك ايران به شغل و منصبى كه شايسته بود ، برقرار فرمود و ميرزا تقى شيرازى را به ايالت مملكت فارس ، سرافراز نموده ، او را محمد تقى خان بيگلربيگى گفتند و سالها رايت اقتدار برافراشت تا در سال 1157 مورد سخط و غضب نادرشاهى گرديد ، چنان كه تفصيل اين حادثه در ذيل حوادث اين سال در جزو اول از نگارش اين فارسنامه نگاشته گرديد « 5 » و از محمد تقى خان پسرى باقى نماند . پسر دويم حاجى محمد على مستوفى ميراب الاصل است : ميرزا اسماعيل در زمان ايالت و فرمانروائى محمد تقى خان شيرازى به نيابت حكومت و رجوع معاملات ديوانى مملكت فارس ، سرافراز بود و در سال 1157 چنان كه گفته شد به سياست نادرى كشته گشت . « 6 » و خلف الصدق ميرزا اسماعيل آقا خداداد ميراب است كه به قاعدهء كل شىء يرجع الى اصله در زمان سلطنت كريم خان زند ، طاب ثراه ، باز به منصب ميرابى شيراز سرافراز گرديد و بعد از وفات او ، پسرش حاجى تقى ميراب منصب ميرابى را تصاحب نمود و بعد از وفات او ، پسرش آقا هادى مباشر حومه ، دفتردارى و مباشرى حومه شيراز را ضميمه منصب ميرابى نمود و او را چندين پسر بود ارشد آنهاست : حاجى ميرزا محمد ميراب كه جز منصب ميرابى ، تقاضاى شغلى ديگر ننمود و در 1299

--> ( 1 ) . ر ك : فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم ، چشمه‌هاى فارس . ( 2 ) . در متن : ( بساطين ) . ( 3 ) . ر ك : روزنامه كلانتر ، ص 6 ، 15 ، 102 ، 105 . ( 4 ) . ر ك : روزنامه كلانتر ، ص 14 ، 18 ، 21 ، 22 . . . ( 5 ) . ر ك : فارسنامه ناصرى ، گفتار اول ، وقايع سال 1157 . ( 6 ) . ر ك : فارسنامه ناصرى ، گفتار اول ، وقايع سال 1157 .